صبح بعد از خبر تلویزیون دارد تبلیغ مراسمی را می کند، یک مداحی هم پخش می شود. صدای دست زدن می آید و مداح می گوید: "دل و بزن به دریا! بگو جدم حسینه! منم بقیه الله!"

دارم فکر می کنم الان یعنی این دارد مثلا با امام خودش حرف می زند؟ ما باید با کسی چقدر خودمانی و صمیمی باشیم که بهش بگوییم دل و بزن به دریا؟! آن هم در باب نصیحت و راه جلوی پایش گذاشتن؟ یعنی ما حاضریم با استاد و معلممان اینطوری حرف بزنیم؟ از کی و کجا مدح و منقبت اهل بیت جایشان را به این یاوه گویی های بی حاصل داد؟ منظور از این سبک مداحی و آن شور گرفتن ها و آن مدل دست زدنها چیست اصلا؟ اثرات والای معنوی دارد یعنی این مدل بی ادبی کردن ها؟ هرچه دلشان می خواهد و به دهنشان می آید می گویند. آدم توی کوچه بازار شرمش می آید از مداحی هایی که پخش می شود، از قیافه و ظاهر اهل بیت و قربان صدقه های خیابانی رفتن می گویند تا چرند و پرندیاتی مثل مستم و دستم و بگیر و این کارو بکن و بی خیال شو و بزن قدش و کلی جفنگ دیگر.

خیلی متاسفم. نمی دانم این چه سبک دینداری است که یک طرفش آدم متدین را می کشد آن طرفش آدم بی دین را؟!

* یادم آمد از سنتهای کهنی مثل چاوشی خوانی. که با تمام سادگی اش چه صفایی داشته و حالا آن رسم های دیرین جایشان را به چه سبک های پوچی داده اند.

عنوان این پست می تواند اینها باشد:

کم کم با نوحه هم می شود رقصید!

یک آیین، مبلغی مثل صدا و سیما داشته باشد دشمن نمی خواهد!

تخریب چی های فرهنگی!

چه کسی دارد ذایقه های ما را تغییر می دهد؟

تویش ما را کشته، بیرونش دنیا را!