تلفن نحسی بود٫ روز استراحت یکشنبه ام را خراب کرد. وقتی شماره ی مدرسه را روی گوشی دیدم تعجب کردم٫ معاون مدرسه بود. کلی خوش و بش کرد و باید از همین جا شک می کردم که احتمالا می خواهد یک چیز ناخوش بگوید. گفت که بچه ها رفته اند پیش مدیر و گفته اند فردا دوتا امتحان دارند و نمی توانند فیزیک بخوانند و مدیر هم فرموده اند به من بگویند امتحانم کنسل!
به همین راحتی! به همین مسخرگی! حتی زحمت این را هم به خودش نداده که بخواهد من نظرم را بگویم یا حتی از من اجازه بگیرد یا حداقل جلوی بچه ها حرمتم را حفظ کند چون قبلا بچه ها با خود من بحث هایشان را کرده بودند ضمن این که در امتحان های قبلی به حرفشان گوش داده بودم و نتیجه افتضاح بوده٫ یعنی تمام برنامه ریزی هایم را بهم ریخته ام تا فرصت داشته باشند به قول خودشان درسشان را حاضر کنند و بعد هیچی! خلاصه که این بار اول نیست. سبک این مدرسه و خیلی از مدارس پولی همین است. مدیر چشمش به دهن بچه هاست و به حرف پدرمادرها و حرف معلم اندازه ی گچ پای تخته هم ارزش ندارد و کلا کسی معلم را نمی شمارد.
کافیست یک بچه ای درس نخواند و معلم یک تشر به او بزند یا حتی با او کاری نداشته باشد و دیگران را تشویق کند و بعد مادر دانش آموز دلشکسته زنگ بزند٫ به سرعت آن معلم چلانده شده٫ از رخت آویز پهن می شود! کسی کار ندارد که همان بچه ی دلبند نازنین چه کرده؟ چه اتفاقی افتاده کلا٫ چه پیشینه ای داشته٫ چرا؟ چون پول داده و اگر امسال دولا نشوند تا خوب سواری بگیرد سال دیگر می رود یک جای دیگر اسم می نویسد٫ این قدر سیستم پست و بی ارزش است.
خیلی دلم می خواهد این بار که مثل همیشه مدیر و بقیه دوستان مجیزگو می نشینند از وزیر و وکیل ایراد مدیریتی می گیرند بگویم لطف بفرمایید خودتان را اصلاح کنید که فرق آب حوض کشی را با معلمی نمی دانید و همچین استعداد شگرفی در ضایع کردن تمام ذوق و شوق یک معلم دارید.
*
به معاون گفتم پس خودشان روز امتحان را هم مشخص می کردند تا ما تکلیفمان را بدانیم٫ خندید و گفت "ولشون کن! نمی خواد خودتو اذیت کنی! برو با خیال راحت به کارهای عیدت برس!" بله٫ یک همچین معاون فهیمی هم داریم ما اما حیف که هیچ کدام از این حرفها از جلیز و ویلیز درونم کم نمی کند!