باید یک مدتی ساکت بشوم٫ یک زمانی لازم دارم برای این که "که چی؟!" را که بسیار سر به سرم می گذارد این روزها بتوانم قانعش کنم و بنشانمش سرجایش. به نظرم توی دنیا کاری لذت بخش تر از جستجوی خود وجود ندارد٫ هرچند بی صدا باشد ولی بی هیچ حرکتی آدم دنیا را سیر می کند.

با کتابخانه ی عمومی نزدیک خانه هم دوست شده ام. این طور وقتها شنیدن بهتر از حرف زدن به آدم کمک می کند٫ کتاب داستانی خوب سراغ داشتید که تویش آدمها از جنس آدمیزاد باشند نه فرشته و اینها با کمال میل می پذیرم. داستان روان که زورش زیاد باشد٫ آنقدر که بتواند آدم را از اتاقی که مثلا تویش دراز کشیده و همزمان صدای جیغ دخترکانش را ساکت می کند و به شام شب و امتحان فیزیک سال دوم دبیرستان فکر می کند بکند.

بر می گردم٫ نمی دانم به زودی یا به دیری.

فعلا در پناه حق!