"سراپا اگر زرد  پژمرده ایم

 ولی دل به پاییز نسپرده ایم"

مدام می آید توی ذهنم این بیت و بعد هی بزرگش می کنم برای خودم٫ کم اتفاقی نیست خوب٫ همین دل به پاییز نسپردن٫ همین که آسان ترین کار ممکن است٫ خیلی حرف است آدم زرد و پژمرده باشد اما به پاییز دل ندهد٫ منتظر بهار- همان که حتی نمی داند کی هست و کجاست- بماند به امید.

*

آدم مناسبتی نوشتن هم که نیستم٫ زبانم بند می آید. همینقدر که "دل هایتان بهاری!"

*

پ.ن: شعر زیبای مرحوم قیصر امین پور. چو گلدان خالی لب پنجره/ پر از خاطرات ترک خورده ایم/ اگر داغ دل بود ما دیده ایم/ اگر خون دل بود ما خورده ایم...