خوب یادمه یکی دوسال پیش٫ لیلی عزیز تصاویری از کتابخونه کودکان در هلند گذاشته بود که پسرش ازش استفاده می کرد و توضیحاتی داده بود که چطور قفسه ها متناسب با حال و احوال کودکان چیده میشن و میز و صندلی مناسب بچه ها هم وجود داره و ...

معلومه که دلم خواست بچه های من هم بتونند از همچون کتابخونه ای استفاده کنند ولی به نظرم ازون آرزوهای صدسال آینده اومد. بعد از عید که به کتابخونه نزدیک خونه سر زدم٫ دیدم که یک فضای تقریبا ۲۰ متری رو به بچه ها اختصاص دادند٫ کلی کتابهای تازه کودک آوردند و در قفسه های صورتی و قرمز جدید که مخصوص کودکانه چیدند. میز و صندلی های چوبی کوچولو وسط قفسه ها گذاشتند و وسایل نقاشی مثل مداد رنگی و ماژیک و تخته وایت برد و ماژیک و حتی چسب و قیچی برای کاردستی هم گذاشتند. بچه ها می تونستند پایین نقاشی یا کاردستی شون اسمشون رو بنویسند و به مسئول کتابخونه بدند تا روی دیوار کتابخونه شون رو با اون نقاشی ها تزیین کنه.

وقتی اون جا رو دیدم و بچه هام رو که با چه ذوقی نشستند به نقاشی کردن و بعد هم انتخاب کتاب٫ واقعا از ته دل خوشحال شدم و برای تک تک بچه های این سرزمین آرامش و امکاناتی که لیاقتش رو دارند آرزو کردم.

 

می دونم وظیفه ی مسئولینه اما باز هم از همه ی اونهایی که به بچه ها فکر می کنند و براشون سرمایه می گذارند می خوام تشکر کنم٫ یه تشکر از صمیم قلب.

پ.ن: یک وقتها غبار مشکلات نمی گذارند ما تغییرات خوب رو ببینیم٫ باید ببینیم٫ باید بتونیم ببینیم.