بلاخره اومدن. امروز غروب صداشون رو توی آشپزخونه شنیدم٫ از اول بهار منتظرشون بودم٫ جیرجیرک ها باز اومدن توی باغچه کوچیک پشت پنجره اتاق ما و شبها قراره برای من بخونن٫ از همون لالایی های بی نظیر و آرامش بخش.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 1:15 توسط هنا
|