از وقتی آمدیم به زحمت برگه های دبیرستان را تصیحیح کردم و تحویل دادم. به زحمت یعنی به زور خودم را از چرخ خیاطی کندم  و نشستم پای برگه ها. مانتو و شلوار ساده ای که تهران الگویشان را کشیده بودم دوختم بلاخره. خانه را نخ برداشته بود چند روز. اگر کسی به محدوده کار من نزدیک میشد مسئولیت فرورفتن سوزن در پایش برعهده خودش بود٫ من و بچه ها هر کدام یک متر داشتیم در راستای کم نیاوردن! سه تا شلوار خانگی هم برای بچه ها دوختم٫ دوتا برای دخترها و یکی هم برای نتیجه کوچولوی خانواده. یک سری دستگیره و دستمال آشپزخانه برای مادرشوهرم -که مدتیست به خاطر درد دستهایش نمی تواند خیاطی کند- دوختم و فرستادم برایش٫ خودشیرینی ای بود برای خودش که کلی بابتش خوشحالم. باز هم پارچه دارم و کلی نقشه با همین سواد کم خیاطی. معاون مدرسه مان ابروهایش را بالا انداخت وقتی در مقابل تشویقهایش می گفتم همه ش به خاطر تنهایی است و فرار از افتادن در دام دلتنگی و بی حوصلگی. ولی همینست و یک وقتها فکر می کنم این دوری ها اگر نبودند راستی راستی من اینی نبودم که حالا هستم٫ این که چه فایده یا می ارزیده یا نه را درست نمی دانم اما حالم خوب است با این کارها٫ زن درونم نفس می کشد. البته باید این قورباغه لزج و چشم ورقلمبیده که همانا برگه های آزمایشگاه دانشجوهاست به زودی قورت بدهم و با خیال راحت دست در دست ژانومه جان خیاطی بازی کنیم.

پ.ن: سایتهای فارسی هنوز در آموزش انگشت کوچک سایتهای خارجکی نشده اند. هرچه سایتها و حتی کتابهای آموزشی ما با خست توضیح می دهند این دوستان آن ور آبی -به خصوص وبلاگهایشان اگر اقای فیلترینگ بگذارد- زکات علمشان را مشتی می دهند٫ نکته به نکته مو به مو. مثلا این نمونه طرز دوختن زیپ شلوار که عمرا فارسی اش را بشود پیدا کرد٫ شیفته همین هستم که فرض می کنند شما دست راست و چپتان را هم احتمالا نمی دانید و با این فرض آموزش می دهند٫ برخلاف سیستم آموزشی و اداری و ... ما که بنا را می گذارند بر این که شما خودت باید بدانی و ادم خودش باید عاقل باشد کلا. اصلا بنده یک تز جامعه شناسی کمی خودپسندانه هم دارم که به همین دلیل دوستان کشورهای جهان اول با عرض معذرت کمی خنگ به نظر می رسند٫ بس که ما در سیستم کشور خودمان مجبوریم از مغزمان کار بکشیم و مدیریت آنها قبلا برای همه امور به جای همه مردم فکر کرده است.

پ.ن: دیگر این که تا جایی که من فهمیدم بیش از آن که آن طرف آب کشیدن الگو و طراحی لباس برای خود مطرح باشد مجله خریدن و الگو در آوردن از آن باب است. عرض نکردم ما از سلولهای خاکستری بیشتر کار می کشیم؟ گیریم که زیپ دوختن را باید از مامان بزرگمان یاد گرفته باشیم!

پ.ن: غیر از عشق مدرسه و کتاب و دفتر٫ رسما عاشق این چندماه تعطیلی آموزشی ام. فرصت طلایی رسیدگی به آن چه دوست داری.

پ.ن: عنوان برگرفته از اینجا.