سلام دوباره،

هیچ فکر نمی کردم بعد از این همه نبودن هنوز هم شما اینقدر با معرفت باشید و به یاد من، خیلی شرمنده شدم.

دوباره زندگی دارد روی روال میفتد، با تمام فراز و فرودهای شیرین داشتن کودک شیرخوار. شاید همین یکشنبه صبح ها که خانه خالی می شود و پسر هم برای خودش می رود تا من کمی درس و مشق آماده کنم مجالی شود گرد از روی این خانه بگیرم.

چه محتاجم به خلوت اینجا،

اعتراف می کنم هیچ کدام از شبکه های مجازی دیگر (تلگرام و اینستا و ...) وبلاگ نمی شود اگرچه دیدن و یافتن دوباره دوستان آنجا هم صفای خودش را دارد.